دل نوشته‌ای از راه دور...

سلام بر حضرت معصومه(س)، بانوی صبر و شجاعت

بانو در این ایام هرکجا که باشم وضوی عشق می‌سازم و بر سجاده نیاز می‌نشینم با دلم زائر تو می‌شوم و نماز زیارت را هم‌نوا با ملائک مقرب حریم حرمت بر بال‌های رحمتشان می‌خوانم و زیارت‌نامه پررمزوراز تو را با تاروپود وجود خویش زمزمه می‌کنم تا آرام‌آرام کبوتر دلم پر بگشاید و تا حریم حرمت افتان‌وخیزان بیاید.
سلام بر حضرت معصومه(س)، بانوی صبر و شجاعت
بانو در این ایام هرکجا که باشم وضوی عشق می‌سازم و بر سجاده نیاز می‌نشینم با دلم زائر تو می‌شوم و نماز زیارت را هم‌نوا با ملائک مقرب حریم حرمت بر بال‌های رحمتشان می‌خوانم و زیارت‌نامه پررمزوراز تو را با تاروپود وجود خویش زمزمه می‌کنم تا آرام‌آرام کبوتر دلم پر بگشاید و تا حریم حرمت افتان‌وخیزان بیاید.

پایگاه خبری آستان مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام؛ بانوی فداکاری و ایثار؛ دلم همچون کبوتر حرم پر می‌کشد به‌سوی آسمانت. آری دلم تنگ است؛ و در این دل‌تنگی می‌نالم چون نی که از نیستان وجود جدا گشته و حیران و سرگردان است و راه منزل خویش نمی‌داند؛ و اسیر غربت خویش است.
دل‌تنگم و سخت دلگیرم از پروبال سوخته از گناه و معصیت اما شوق پرواز دارم بانو. و این اشتیاق پشت میله‌های قفس تن به بغضی کهنه و گلوگیر تبدیل گشته است.
بانوی خوبی‌ها
ای‌کاش می‌شد کبوتر دلم در آسمانت بال و پری بگشاید؛ و غم از دل بزداید! افسوس که دست و پای دلم بسته است و توفیق مرا یار نیست. چراکه در میان هیاهوی روزمرگی گم‌شده‌ام. آه یادش به خیر ایامی که زائرت بودم و کبوتر دلم آزاد و رها در آسمان نیلگون حریمت پر و بالی می‌گشود و در حرم باصفایت به شوق زیارت و ملاقات هر چه خوبی به پرواز درمی‌آمد؛ هم‌نوا با کبوتران خوش سعادت حرم نغمه شادی و عرفان می‌سرود؛ و دل آنجا، در آن لحظه فارغ می‌گشت از غم دنیا. بانوی صبر، دلم بهانه تو را می‌گیرد، تو را می‌جوید و بی‌صبر شده. دلم آرام و قرار ندارد که امسال زائر تو نشد. زائر حرمت، هم‌نشین گنبد و بارگاه باشکوهت گوشه‌گیر صحن پر آرامش و سکوتت…
حضرت عشق، ای بزرگ بانویی که، دختر ولی خدا و خواهر ولی خدا، و عمه ولی خدا هستی، ای بانویی که خودت مقام شفاعتی داری وصف‌ناپذیر…. از همین راه دور سلام مرا بادلی شکسته و چشمانی اشک‌بار پذیرا باش. سلام مرا با دلی خسته و قلبی پر از امید اجابت.
دلم آرام است به این زمزمه:
« از ره دور به یاد تو قدح می‌نوشیم… بعد منزل نبود در سفر روحانی»
آری بانو در این ایام هرکجا که باشم وضوی عشق می‌سازم و بر سجاده نیاز می‌نشینم با دلم زائر تو می‌شوم و نماز زیارت را هم‌نوا با ملائک مقرب حریم حرمت بر بال‌های رحمتشان می‌خوانم و زیارت‌نامه پررمزوراز تو را با تاروپود وجود خویش زمزمه می‌کنم تا آرام‌آرام کبوتر دلم پر بگشاید و تا حریم حرمت افتان‌وخیزان بیاید.
تا عطری دل‌انگیز و آشنا در مشامم حس کنم و روحی تازه و نسیمی دلنواز، روانم را نوازش ‌کند.
آری با همین سلام از راه دور حس تازه‌ای در من طلوع می‌کند… چه اتفاقی از این خوب‌تر که پنجره دلم رو به حریم حرمت باز باشد و هر صبح با طلوع صادقش گشوده گردد.
…و اینک قلم در میان انگشتانم به وجد آمده و لحظه‌ها را حس می‌کنم که آرام‌آرام زیبا می‌شوند و گلی زیبا از جنس گل نرگس در باغچه دلم می‌روید. ورق بر خود می‌بالد که با لغزش قلم بر تن او، قدر و منزلت می‌یابد. ای‌کاش می‌شد هرلحظه با تو بود و از تو نوشت و در رسای فضائل تو سرود.
اینک ای بانوی بزرگوار که امسال از فیض هم جواری‌تان در لحظه تحویل سال محروم بودم از همین جا با تو پیمان می‌بندم که تا هستی من هست با تو و زلال معارفت می‌مانم. در عفت و حیا از تو الگو می‌گیرم و به یاد عبادت‌های عاشقانه‌ات در بیت النور عبودیت در محضر ربوبیت را تمرین خواهم کرد.
ای بانوی کرامت پس تو هم عنایتی نما و نظری فرما تا کبوتر دلم از قید وبند اسارت دنیا رها گردد.تا این احساس زیبا در من همیشگی باشد و قلبم برای ابد در آسمان حریم حرم باصفایت به پرواز درآید.
سیده طاهره حسینی خرم‌آبادی

انتهای پیام/ ۹۶۱۱۱


۲ فروردین ۱۳۹۷ یادداشت کد خبر: ۲۶۰۱۴
دیدگاه‌ها

دیدگاه بگذارید