دسته‌ عزاداری خادمان حرم حضرت معصومه(س) در سوگ جوادالائمه(ع)

هزاران سال گذشت و در برهه‌ای از عصر انتظار دسته‌ای عزاداری از سوی آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها با حضور پرشور خادمان این حرم مطهر برای ادای احترام به ساحت عمه بزرگوار امام جواد علیه السلام برپا شد که اوصافی ستودنی داشت.
دسته‌ عزاداری خادمان حرم حضرت معصومه(س) در سوگ جوادالائمه(ع)
هزاران سال گذشت و در برهه‌ای از عصر انتظار دسته‌ای عزاداری از سوی آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها با حضور پرشور خادمان این حرم مطهر برای ادای احترام به ساحت عمه بزرگوار امام جواد علیه السلام برپا شد که اوصافی ستودنی داشت.

پایگاه خبری آستان مقدس حضرت معصومه سلام‌الله علیها: امام جواد علیه‌السلام؛ امامی که سنت پویای شیعه را با الگویی نوین از ساحت امامت آشنا ساخت و هدایت امت از سوی او  در تلاطم فتنه‌ها بار دگر شیعه را برای انتظاری آماده ساخت.

اولین باری بود که شیعه کودکی را باید به امامت می‌پذیرفت؛ البته داستان از جایی شروع شد که تاریخ نقل کرده است:

امام رضا علیه‏ السلام تا سنین 47 سالگی صاحب فرزندی نشدند و همین امر موجب تفرقه‏ افکنی و شبهه‏ پراکنی عده‏ای فریب خورده شده بود تا نسبت به شباهت حضرت جواد علیه‏ السلام به امام رضا علیه ‏السلام القاء شبهه کنند و حتی ناجوانمردانه تهمت زدند که حضرت جواد علیه‏السلام فرزند آن حضرت نیست!

امام رضا علیه السلام در پاسخ فرمود: «او فرزند من است.»

آنها با بی ادبی تمام گفتند:«اگر چنین است پس چرا صورت او گندمگون است و اگر راست می‏گویی قیافه ‏شناسان را به داوری می ‏گیریم.»

حضرت از روی ناچاری فرمودند «من به دنبال قیافه‏شناسان نمی‏ فرستم، شما خود در پی آنان بفرستید اما به آنان نگویید برای چه دعوتشان کرده ‏اید.»

یک روز بر اساس دعوت قبلی عموها، برادران، خواهران و کلیه وابستگان امام رضا علیه‏السلام در باغی نشستند و آن حضرت لباس گشاد کشاورزی به تن کرد و کلاهی بر سر و بیلی به دست گرفت و در گوشه ‏ای از باغ مشغول کار شد، گویی که باغبان است و ارتباطی با حاضران ندارد.

آنگاه حضرت جواد علیه ‏السلام را آوردند و در میان گروهی از بستگانش نشاندند، آنگاه قیافه‏ شناسان را وارد باغ کردند و از آنان خواستند تا پدر وی را از میان آن جمع شناسایی کنند.

قیافه‏ شناسان قیافه‏ ها را با دقت دیدند و گفتند: «پدر این پسر در میان این گروه حاضر نیست اما این مرد عموی پدرش و این عموی خودش و این زن، عمه او می‏ باشد. اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن شخص باغبان باشد چرا که ساق‏ های هر دو به یک گونه است.

چند لحظه بعد امام رضا علیه‏السلام نزد آنان آمد، قیافه‏ شناسان همین که چهره‏ آن حضرت را دیدند فریاد بر آوردند: «هذا ابوه؛ این مرد پدر این کودک است.»

در آن حال علی بن جعفر (عموی والا قدر امام رضا علیه‏السلام) از جا برخاست و بوسه بر لب‏های حضرت جواد علیه‏السلام زد و عرض کرد: «گواهی می‏ دهم که تو در پیشگاه خدا امام ما هستی.»

امام رضا علیه‏السلام از مشاهدهی آن حال به گریه افتاد و فرمود: «یا عم! الم تسمع آبی و هو یقول، قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، بابی ابن خیرة الاماء النوبیة الطیبة؛ عموجان! مگر حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از زبان پدرم نشنیده ‏ای که فرمود: پدرم به قربان پسر بهترین کنیزان، که از اهالی نوبه و بسیار پاک سرشت است»

مرور گذرای این واقعه مظلومیتی را به تصویر می‌کشد که گویا قرار است این امام همام از همان دوران کودکی رسالت بزرگی را دنبال کند؛ امامی که اساس معادله شیعه را در عصر امیدآفرین غیبت طراحی و به شیعیان خود آموخت.

شبکه وکلا؛ پایه‌گذاری متفاوت از ارتباط با شیعیان نشان از آن بود که انتظار امیدآفرینی از سوی امام جواد طراحی و پس‌ازآن امام هادی علیه السلام با تقویت و تثبیت این شبکه زمینه‌هایی را برای اذهان جهان شیعه آن روز بود که امام جواد در دوران امامت خود نهضت آن را پایه‌گذاری کرد.

کودکی 8 ساله بر پیکر پاک امام غریبی نماز می‌خواند درحالی‌که ملائکه مقربین به او اقتدا کرده بودند و جریان امامت به سخت‌ترین مدار آموزشی خود وارد شد.

مأمون پس از تلاش‌های ناکامی که برای انحراف ولایت در زمان امام رضا علیه‌السلام داشت  این بار ام الفضل را به بهانه دل‌جویی از امام جواد به عقد این امام جوان درآورد تا به‌زعم خود شاید بتواند رشته ولایت را با ترکیبی از رشته علوی و عباسی به جریانی نوین تغییر دهد؛ اما همچون زمان امام رضا علیه‌السلام تمام فتنه‌های او از مناظرات گرفته تا فتنه فرزند دو رگه عباسی علوی همه به اذن پروردگار عالم همه خنثی شد تا آن روز که‌ام فضل مأمور شد با زهری جان‌سوز امام را مسموم کرده و در غربت محض به شهادت برساند و قلم تاریخ این واقعه تلخ را چنین روایت کرده است:

« معتصم، خلیفه عباسی و جعفر، پسر مأمون، سمی را در انگور تزریق کردند و برای ام ‏فضل فرستادند. ام فضل نیز آن را در میان کاسه ای گذاشت و جلو امام جواد علیه ‏السلام نهاد و از آن انگور بسیار توصیف کرد. سرانجام آن حضرت از انگور خورد و طولی نکشید که آثار سم را در خود احساس کرد. در همان حال ام ‏فضل پشیمان شد و گریه کرد. حضرت به او فرمود (چرا گریه می‏ کنی؟ اکنون گریه تو سودی ندارد. این را بدان که به سبب این جنایت، به چنان دردی مبتلا می ‏شوی که هرگز علاج ندارد و چنان به تنگدستی افتی که جبران‏پذیر نباشد.»

هزاران سال گذشت و در برهه‌ای از عصر انتظار دسته‌ای عزاداری  از سوی آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها با حضور پرشور خادمان این حرم مطهر برای ادای احترام به ساحت عمه این امام جوان ( حضرت معصومه سلام‌الله علیها)برپا شد که اوصافی ستودنی داشت.

خادمان این آستان قدسی در صف‌های این دسته بانظم به‌سوی آستانی حرکت می‌کردند که امروز ملائک برای عرض تسلیت به ساحت صاحب آن بر زمین  فرود آمده بودند؛ آری امام جواد علیه السلام شیعیان خود را  ترغیب به زیارت بارگاهی در قم می‌کند که انقلاب‌های نظام وکالتی عصر انتظار از این زمین به جهان بشری صادر می‌شود.(g2)

انتهای پیام/ ۹۶۱۱۲


۲۱ مرداد ۱۳۹۷ گزارش و گفتگو کد خبر: ۳۴۹۷۲
دیدگاه‌ها

دیدگاه بگذارید