به گزارش پایگاه خبری آستان مقدس حضرت معصومه سلام‌الله علیها، بحث عفاف و حجاب از مباحث اساسی و مهم بعد از انقلاب اسلامی ایران است که همواره نوک پیکان هجوم فرهنگی دشمن به سمت آن بوده و برای مبارزه با آن از هیچ هزینه ای دریغ نکرده است. در این نوشته ابتدا به بحث تمدنی حجاب پرداخته می‌شود و سپس با تبیین ماهیت عفاف و حجاب به نحوه کاربست حجاب در جامعه اشاره شده است.

عفاف و حجاب در جامعه اسلامی دقیقا نماد مخالفت با تفکری است که در غرب بعد از رنسانس با کنار گذاشتن اعتقاد به خدا و ماوراء الطبیعه از زندگی ظاهری بشر در قالب تفکرات انسانگرایی، فردگرایی، زنگرایی، سرمایه سالاری، آزادی‌محوری و هر آن چیزی که به مادی‌گرایی ختم می‌شود شکل گرفت و ظاهر جامعه اسلامی که اعتقاد به خدا و معنویت رکن اساسی آن است را متفاوت با جامعه مادی‎گرای بی خدا ترسیم کرد.

بنابراین رعایت عفاف و حجاب که از دستورات و قوانین صریح اسلام است امروزه نه تنها جنبه عبادی و اطاعت از خدا دارد بلکه به نماد و پرچم تفکر الهی در برابر تفکر مادی تبدیل شده است و از این رو است که تا این اندازه غرب به دنبال حذف این نماد و در حقیقت پایین کشیدن پرچم اسلام در جامعه ای است که ادعای برتری اندیشه الهی بر اندیشه‌های مادی است.

با درک اهمیت عفاف و حجاب و بصیرت نسبت به جایگاه بانوان در جامعه اسلامی روشن می‌شود که نه تنها در نظام جمهوری اسلامی ایران زنان و بانوان نادیده گرفته نشده‌اند بلکه پرچمدار و علمدار تفکر اسلامی و الهی در نبرد با اندیشه مادی غرب هستند و نظام جمهوری اسلامی ایران با اعتماد به استقامت و وفاداری بانوان نقش قوام بخشی نظام را بر دوش آنان نهاده و دشمن نیز با اطلاع از این نقش مهم زنان در نظام اسلامی، علمداران را نشانه گرفته است تا به رسم جنگ‌های سنتی با سرنگون کردن پرچم، پیروز این میدان باشد.

حال که نگاه کلان نسبت به عفاف و حجاب  را بیان کردیم تبیین نگاه خرد به ماهیت و چیستی عفاف و حجاب می تواند بصیرت ما نسبت به این دو مؤلفه را افزایش دهد و این شناخت، ما را در کاربست عفاف و حجاب در جامعه یاری کند.

از تعاریف مختلف اینگونه برداشت می‌شود که حجاب یک نوع مانع بیرونی و عفاف یک مانع درونی برای مقابله با ترویج فساد و بی اخلاقی در جامعه است که این دو مؤلفه در کنار هم می تواند به رشد و شکوفایی جامعه در جهات مثبت کمک کند و جامعه ای متعالی را به دنبال داشته باشد.

با نگاهی دقیقتر به آیات قرآن کریم و همچنین سیره و تاریخ حجاب در صدر اسلام پی می بریم که اگرچه هر دو عفاف و حجاب در کنار هم و مکمل همدیگراند ولی عفاف نسبت به حجاب از اهمیت بیشتری برخوردار است و شاید یکی از اهداف حجاب رسیدن به جامعه عفیفانه باشد.

خداوند در آیه ۳۰ سوره نور ابتدا به مردان توصیه می کند که چشمان خود را از نگاه حرام بازدارید و نگاه خود را زمین بیندازید و در آیه بعد خطاب به زنان می فرماید که چشم خود را پایین بیندازید و به هر چیزی نگاه نکنید و بعد امر به حجاب  می‌کند که بدن خود را از نامحرم بپوشانید.

بنابراین عفاف که یک نیروی بازدارنده درونی نسبت به گناه است مقدم بر حجاب که مانع خارجی از نگاه است می باشد و اینکه عفاف یک امر عمومی برای تمام افراد جامعه است و تنها مخصوص بانوان نیست بلکه هم مردان و هم زنان باید در برخورد با گناه عفت داشته باشند و خودداری کنند و حجاب لازمه عفت در جامعه و جلوگیری از فساد و سقوط جامعه است.

برای حل ریشه‌ای بد حجابی و بی حجابی در جامعه توجه به نکاتی در نحوه عملی شدن قانون حجاب در جامعه صدر اسلام ضروری است تا پی ببریم که چه شد که به محض الزامی شدن حجاب برای زنان مسلمان در صدر اسلام هیچ مقاومتی نسبت به آن صورت نگرفت و همه زنان از حجاب استقبال کردند.

اول اینکه حکم حجاب در سال های آخر عمر پیامبر(ص) نازل شد و در زمانی بود که مردم از نظر فکری نسبت به حقانیت اسلام اقناع شده بودند و نتایج مثبت مسلمان شدن و مزیت‌های زندگی در جامعه اسلامی از جمله عدالت، ظلم ستیزی، مساوات و عدم تبعیض حاکم و رعیت در برابر قانون، امنیت جانی و مالی و دیگر مزایای نظام اسلامی را دیده و پیشرفت و رفاه نسبت به قبل از اسلام را در زندگی خود به وضوح لمس کرده بودند؛ بنابراین با نزول حکم حجاب با جان و دل از آن استقبال کردند و می دانستند که همانطور که اسلام در بقیه ابعاد زندگی به نفع آنها بوده در این زمینه هم حتما درست و رعایت عفاف و حجاب برای آن ها بهتر است.

بنابراین هرچه مردم مزایای مادی و کارآمدی حکومت اسلامی را بیشتر ببینند و عدالت و رفاه بیشتری تحت مدیریت نظام اسلامی احساس کنند به دستورات و قوانینی که به ظاهر محدودیت ایجاد می‌کند و مزایای فرهنگی و معنوی آن به مزایای مادی آن می‌چربد بیشتر عمل می‎‌کنند؛ ازاینرو عدالت، رفاه و پیشرفت در نظام اسلامی رابطه مستقیم با عمل عوام الناس به دستورات معنوی اسلام مانند نماز، روزه، حجاب و دیگر دستورات دارد.

 دومین نکته اینکه از آنجایی که انسان کمال طلب است و تمایل ذاتی نسبت به برتر بودن در جامعه دارد، پیامبر(ص) حجاب را به عنوان یک مقام و مرتبه اجتماعی برای زنان مسلمان آزاد قرار داد که حتی افرادی که مسلمان نبودند و یا کنیزان با وجود این که الزامی به رعایت حجاب نداشتند ولی حجاب را انتخاب کردند تا در جامعه از دیگران پایین تر نباشند و یک نوع ارزش اجتماعی پیدا کنند و به نوعی فرهیخته محسوب شوند.

لذا حجاب باید توسط گروه‌های مرجع جامعه و آگاهی دادن نسبت به مزیت‌ها و آثار حجاب تبدیل به ارزش اجتماعی شود تا افراد بی حجاب تشویق به رعایت حجاب شوند و از این عمل خود احساس برتری اجتماعی داشته باشند.

نویسنده: حسین حسنی