پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها| قیام عاشورا، نه فقط یک تراژدی، بلکه یک معیار است. پس از آن واقعه، جامعه شیعی در عراق و حجاز دچار تلاطم روحی شد. وجدانهای بیدار، اما دیر بیدار شده، با تلخیِ از دست رفتن حسین بن علی علیهالسلام دستوپنجه نرم میکردند. این بیداری منجر به نخستین حرکت جدی توبهکاران در تاریخ مانند، قیام توابین شد. قیام توابین؛ هزینهی تردید، بهای سنگین بصیرت دیرهنگام قیام توابین در سال ۶۵ هجری قمری با محوریت چهرههایی مانند سلیمان بن صرد خزاعی، رفاعه بن شداد و دیگر صحابهی سالخورده، در کوفه شکل گرفت.
هدف این گروه، جبران سکوت کوفیان در عاشورا و خونخواهی برای حسین علیهالسلام بود. اما این قیام با تمام خلوصش، بهدلیل فقدان تدبیر نظامی و پیشبینی دشمن، در نبرد «عین الورده» به شدت سرکوب شد. آمارها حاکی از شهادت حدود ۴ هزار نفر از نیروهای توابین است که بسیاریشان از صحابه، تابعین و شیعیان وفادار بودند. اما این پایان راه نبود.
قیام مختار؛ آگاهی سیاسی پس از خروش احساسی
مدتی بعد، مختار ثقفی، در ادامه مسیر توابین، اما با استراتژی سیاسی و نظامی دقیقتر، نهضت گستردهای را آغاز کرد. او تحت پرچم «یا لثارات الحسین» موفق شد بسیاری از عاملان کربلا را به سزای اعمالشان برساند. در قیام مختار نیز، بیش از هزار تن از یارانش در نبردهای مختلف از جمله درگیری با نیروهای عبیدالله بن زیاد و مصعب بن زبیر شهید شدند.
تاریخ، درسی مکرر دارد؛ ولی خدا را تنها نگذارید
این قیامها، همگی یک نقطه مشترک دارند: تأخیر در شناخت ولی زمان و همراهی دیرهنگام. آنان که روز عاشورا ساکت بودند، وقتی حسین علیهالسلام دیگر در میان نبود، شمشیر برداشتند؛ اما مسیر سختتر شده بود و هزینهها نیز سنگینتر. توبه آنان پذیرفته شد، اما «اثرگذاری راهبردی» که میتوانست با حضور بهموقع در کربلا شکل گیرد، هرگز دیگر تکرار نشد.
امروزِ ما؛ در امتداد توابین یا در صف کوفیان؟
دفاع از ولی فقیه در عصر غیبت، نه صرفاً یک وظیفه شرعی، بلکه تجلی بصیرت تاریخی است. هر گامی در دفاع رسانهای، فرهنگی، علمی و جهادی، نه فقط پاسخی است به ندای «هل من ناصر» حسین بن علی علیهما السلام؛ بلکه پیشگیری از حسرتی است که توابین بهجا گذاشتند.
جامعهای که در برابر دشمنان اسلام، در برابر صهیونیسم جهانی و در برابر امپراتوری رسانهای غرب سکوت کند، بهزودی در جبهه حسرت، تماشاگر خواهد بود و تاریخ نشان داده است که جبهه تماشاگران، همواره شکستخورده است. قیامهای بعد از عاشورا، یادآوری میکنند که اگر بهموقع وارد میدان نشویم، مجبور خواهیم شد با خون، آنچه را با بصیرت میشد حفظ کرد، بازسازی کنیم.
تاریخ شیعه، آیینهای شفاف از وفاداری، بصیرت و البته حسرتهای ماندگار است. از کربلا تا کوفه، از قیام توابین تا نهضت مختار، از مدینه تا امروزِ ما، یک خط سرخ در دل تمام حوادث جاری است؛ پشتیبانی از ولی خدا در زمانهی خود، آزمونی است که فقط آگاهان، از آن سربلند بیرون میآیند.




