پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها| «غدیر، صورتبندیِ الهیِ هدایت است که در آن ولایتِ علوی، عدالتِ درونی را به ظلمستیزیِ بیرونی و مقاومتِ آگاهانه تبدیل میکند و بدینسان منطقِ بقای عزتِ امت را در تقابلِ تمدنی میسازد.». در اندیشه سیاسی اسلام، غدیر رخدادی فراتاریخی و «صورتبندیِ هدایت» برای بقای امت است. ولایتِ امیرالمؤمنین(ع) نه یک عنوان تشریفاتی، بلکه محورِ اقامه حق، عدالت و صیانت از جامعه در برابرِ فتنه است. غدیر «میثاقنامهای برای ایستادگی» است؛ میثاقی که در آن، عدالت و مقاومت دو روی یک حقیقتاند. در مکتب علوی، مقاومت صرفاً ایستادن در برابرِ دشمن بیرونی نیست، بلکه ساختنِ درونِ جامعه بر پایه عدالت، بصیرت و مسئولیتپذیری است. از این منظر، غدیر یک دکترین تمدنی است که منطقِ حیاتبخش و اخلاقیِ مقاومت را ترسیم میکند.
عدالت در نگاه امیرالمؤمنین(ع) قوامِ سیاست و زیستِ اجتماعی و ستونِ فقراتِ حکمرانی علوی است. حضرت میفرمایند: «اَلعَدلُ یَضَعُ الأُمورَ مَواضِعَها»؛ عدالت یعنی هر چیز در جای خود. این نگاه، عدالت را به یک اصلِ هستیشناختی تبدیل میکند. در حکمرانی علوی، هر کنش اجتماعی که فاقدِ عدالت باشد، از نظر اخلاقی فاقدِ مشروعیت است. تبعیض و رانت، مهمترین عواملِ فرسایشِ سرمایه اجتماعی هستند. مقاومتِ بیرونی بدون عدالتِ درونی، شبیه بنایی بر زمین سست است. حکومت علوی میآموزد که اگر بناست در برابرِ دشمن بایستیم، نخست باید درونِ خود را از ظلم و فساد پاک کنیم؛ چرا که عدالت، انسجامبخشِ ارادههای ملی در مواجهه با تهاجم باطل است.
در منظومه علوی، ظلمستیزی یک تکلیفِ ایمانی است. قرآن کریم در آیه ۷۵ سوره نساء، مبارزه در راهِ دفاع از مستضعفان را وظیفهای الهی طرح میکند و امیرالمؤمنین(ع) مفسر عملی این آیه است. وصیت نورانی حضرت به حسنین(ع): «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً»، چکیده منطق مقاومت است. این بیان، مرزِ روشن میانِ دینداریِ فردی و مسئولیتِ اجتماعی را ترسیم میکند. در مکتب غدیر، بیتفاوتی نسبت به ظلم، نوعی انحراف از ولایت است. ستیز با ظلم، «تهاجمِ اخلاقی» علیه باطل است؛ نه از جنس خشونتِ کور، بلکه از جنسِ ایستادگیِ آگاهانه و حقطلبانه.
هیچ مقاومتی بدون بصیرت پایدار نمیماند. فتنه، میدانِ آمیختگیِ حق و باطل است. امیرالمؤمنین(ع) فتنه را آزمونی میدانند که شخصیتها و جامعه را غربال میکند. در عصرهای کنونی که جنگهای شناختی و عملیات روانی، حقیقت را در غبار تحریف پنهان میکنند، نیاز به «فرقان» بیش از هر زمان دیگری است. قرآن کریم راه نجات را چنین تبیین میکند: «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا» (انفال/۲۹). تقوا در منطق علوی، نیرویی است که به جامعه قدرتِ تمیزِ حق از باطل میدهد. جامعهای که با معارف علوی تربیت شده، در برابرِ روایتهای جعلی دشمن، دچار هیجانزدگی نشده و با ترازوی ولایت، حقیقت را میسنجد. بصیرت، تضمینکننده تداومِ استقامت در غبارهای فتنه است.
مقاومتِ علوی، مقاومتی مأیوسانه نیست. در سیره امام علی(ع)، امید یقین به وعده الهی است. حضرت در سختترین شرایط فرمودند: «فَصَبَرْتُ وَفِي الْعَيْنِ قَذًى وَفِي الْحَلْقِ شَجًا»؛ این صبر، صبرِ منفعل نیست، بلکه صبرِ آگاهانه و هدفمند است. بیانیه حضرت که «لِلْحَقِّ دَوْلَةٌ وَلِلْبَاطِلِ جَوْلَةٌ»، بنبستشکنیِ روانی در جامعه است. باطل ممکن است مدتی جولان دهد، اما فرجام از آنِ حق است. امیدِ برخاسته از این باور، موتورِ حرکتِ امت است و جامعه را از فرسایشِ در جنگهای طولانیِ روانی نجات میدهد.
مؤمن در منظومه علوی، تماشاگرِ صحنهی حق و باطل نیست. فرمانِ الهی «كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ» (نساء/۱۳۵)، یک مأموریت اجتماعی است. در جامعه علوی، هر فرد خود را پاسدارِ حقیقت میداند. این مسئولیتپذیری است که مقاومت را از یک «واکنش تدافعیِ دولتی» به یک «فرهنگ عمومیِ مردمی» تبدیل میکند. دینداری در مکتب غدیر، مترادف با حضورِ مسئولانه در میدانِ عمل است؛ خواه این میدان مبارزه با فساد اقتصادی باشد، خواه روشنگری در جنگِ روانی و یا ایستادگی در برابرِ سلطه.
غدیر، سوختِ تمدنیِ مقاومت است. ولایت یعنی پیوندِ عمیق با نظامی که برای اقامه حق و عدالت بنا شده است. از این منظر، مقاومتِ علوی نه صرفاً دفاع از مرزهای جغرافیایی، بلکه حفاظت از مرزهای کرامت و توحید است. جامعهای که غدیر را درونی کند، میداند که عدالت بدون قدرتِ صیانتکننده آسیبپذیر است؛ و مقاومت بدونِ جهتگیریِ ولایی، به سردرگمی میانجامد. حکمتِ علوی، عدالتی که به ظلمستیزی میانجامد، بصیرتی که از فتنه عبور میکند، و امیدی که از یأس میرهاند را در یک منظومه منسجم به هم پیوند میدهد.
بنا بر این؛ غدیر، منطقِ تداومِ حق در تاریخ است. در این منطق، ولایتِ امیرالمؤمنین(ع) عدالت را از سطحِ شعار به سطحِ ساختار و مقاومت را از سطحِ واکنش به سطحِ تکلیفِ الهی ارتقا میدهد. جامعهای که بر این مدار حرکت کند، نه از هیمنه ظالمان میهراسد و نه در پیچوخم فتنهها گم میشود؛ چرا که پیوندِ عدالت، بصیرت و امید، همواره او را در مسیرِ استوارِ اقامه قسط و صیانت از حقیقت نگه میدارد.
علیرضا احمدی قره زاغ







