پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، وقتی دلمان پر است، طبیعی است که در زیارت اول سراغ همان دردها برویم.
از بیماری بگوییم، از مشکلات مالی، از فرزندمان، از زندگیمان، از گرههایی که باز نمیشوند…
و چه خوب که میتوانیم همه اینها را بگوییم.
اما یک نکته را هم فراموش نکنیم:
دیدار فقط برای گفتن غصهها نیست.
اگر زیارت را ملاقات بدانیم، میتوانیم از چیزهای خوب زندگیمان هم بگوییم.
بگوییم امروز خدا چه نعمتی به ما داده است.
بگوییم چه کسی را بخشیدیم.
کدام گناه را ترک کردیم.
کجا توانستیم به کسی کمک کنیم.
چه اتفاق خوبی برای فرزندمان افتاد.
در یک امتحان سخت، کجا توانستیم خودمان را حفظ کنیم.
اصلاً گاهی بنشینیم و بگوییم:
«ای عزیز خدا! این بار آمدم برای تشکر.»
در متون زیارت، زائر با مزور حرف میزند و او را مخاطب قرار میدهد. حتی در متن اذن دخول آمده است که مزور، مقام زائر را میبیند، سخنش را میشنود و سلامش را پاسخ میدهد.
پس لازم نیست هر بار که به حرم میآییم، فقط دفتر مشکلاتمان را باز کنیم.
گاهی گزارش خوبیهایمان را هم بدهیم.
شاید همین نگاه، زیارت را برایمان عوض کند.
بهجای اینکه فقط بگوییم:
«این را برایم درست کن.»
گاهی هم بگوییم:
«این لطف خدا را ببین… اینجا کمکم کردی… اینجا دستم را گرفتی… اینجا توانستم درست انتخاب کنم…»
و بعد، تازه حاجتهایمان را بگوییم.
زیارت، جای درد دل هست؛
اما جای شکر هم هست.
جای گزارش خوبیها هم هست.
جای گفتنِ «الحمدلله» هم هست.
یادداشت کوتاه؛
ای عزیز خدا! این بار آمدم برای تشکر
دیدار با بزرگان فقط فرصتی برای گفتن دردها و غصهها نیست. اگر زیارت را ملاقات بدانیم، میتوانیم از چیزهای خوب زندگیمان هم بگوییم. بگوییم امروز خدا چه نعمتی به ما داده است. بگوییم چه کسی را بخشیدیم. کدام گناه را ترک کردیم. کجا توانستیم به کسی کمک کنیم. چه اتفاق خوبی برای فرزندمان افتاد.





