پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها| یکی از حیاتی‌ترین و پرچالش‌ترین دغدغه‌های خانواده‌های عصر حاضر چگونگی پیروی و پایبندی به نظام تربیت و مواجهه با نوجوان در سیره علوی و فاطمی است. اگر خانواده را سلول بنیادی تمدن نوین اسلامی بدانیم، نوجوان، موتور پیشران و نیروی محرکه این تمدن است. پرسش اینجاست که چگونه می‌توان در میانه طوفان هویت‌سوز رسانه‌ای، فرزندانی با بینش و منش فاطمی‌ و علوی‌ تربیت کرد که نه دچار انفعال شوند و نه در دام غرب‌زدگی گرفتار آیند؟ در آستانه روز نوجوان، بازخوانی این الگوی قدسی، یک بازتنظیم در شیوه مواجهه ما با نسلی است که سرنوشت فردا را در دست دارد؛ نسلی که در بزنگاه جنگ شناختی، بیش از هر چیز به پناهگاه امن تربیتی و مشق هویت اصیل نیازمند است. در این نوشتار، با الهام از منظومه تربیتی و سیره نورانی اهل‌بیت(علیهم السلام)، پنج اصل راهبردی و کاربردی را در رفتار با نوجوان ارائه می‌دهیم که می‌توتند راهنمای عملی خانواده‌ها در تربیت و زیست نوجوان فاطمی و علوی را در خانه امروز باشد.

۱. اصل «وزارت و مشاورت»؛ گذر از کودک‌انگاری

در نظام تربیتی اسلام، مراحل رشد با دقت‌نظر فوق العاده ای تقسیم شده که امروزه متخصصان و صاحب نظران رشته های مختلف نیز به درستی این نظام واره تربیتی اذعان می کنند. پیامبر اکرم(ص) نوجوان را در دوره سوم هفت‌ساله به عنوان «وزیر» معرفی کرده‌اند؛ آنجا که در بیانی جامع و بالنده می‌فرمایند: «الْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَعَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَوَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ» ؛ «فرزند در هفت سال نخست، سرور و آقا است (دوران تکریم، بازی و عاطفه)؛ در هفت سال دوم، مطیع و فرمان‌بردار است (دوران آموزش، ضابطه‌مندی و ادب‌آموزی)؛ و در هفت سال سوم، وزیر و مشاور است (دوران نوجوانی، مشورت، مشارکت و شخصیت‌دهی». (وسائل‌الشیعه ج ۲۱/ بحارالأنوار، ج ۱۰۱)

سیره عملی اهل‌بیت (ع) در خانه، فرسنگ‌ها با کودک‌انگاری یا تحکم آمرانه فاصله داشت. در خانه فاطمی، نوجوان (حسنین علیهما‌السلام) نه یک شیء تحت‌مراقبت، بلکه یک عضو مؤثر و صاحب‌نظر بود. این رسم مشاوره‌محوری و تکریم جایگاه نوجوان، در سیره صدیقه طاهره (س) تا بدان‌جا متجلی بود که فرزندان خویش را ناظرانی امین و اهل استدلال پرورش می‌داد. نقل است که ایشان فرزندش امام حسن مجتبی (ع) را برمی‌انگیخت تا در مسجد حاضر شود، بیانات و معارف وحیانی نازل‌شده بر رسول‌خدا (ص) را استماع کند و سپس به خانه بازگشته و آن حقایق را برای مادر بازگو نماید. این شیوه، نوجوان را از همان آغاز به احساس اثرگذاری، کنشگری علمی و فهم رسالت اجتماعی می‌رساند.

   امروز آسیب خانواده‌های ما، یا در اقتدارگرایی بی‌منطق است که نوجوان را به سمت سرکشی سوق می‌دهد، یا در رهاشدگیِ عاطفی که او را به آغوش فضای مجازی می‌سپارد. رفتار علوی با فرزندان، بر پایه مشورت بود. امام علی (ع) در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه، با نوجوان خود نه از جایگاه یک حاکم با زیردست؛ بلکه از جایگاه یک مربی دلسوز با یک هم‌سفر  تاریخی و تمدنی سخن می‌گوید. حضرت در این منشور بی‌بدیل، فرزندش را با عبارت حیات‌بخش و شخصیت‌آفرینِ «وَجَدْتُکَ بَعْضِی بَلْ وَجَدْتُکَ کُلِّی» ؛ «تو را پاره‌ای از تنِ خود، بلکه تمامت وجود خود یافتم» مورد خطاب قرار می‌دهد؛ کلامی که بنیاد پیوند عاطفی و اقتدار معنوی پدر را در جان تشنه نوجوان استوار می‌سازد و زمینه پذیرش صمیمانه حق را هموار می‌کند.

۲. اصل «تغافل و حریم‌داری»؛ نظارت اعتمادآفرین

   علاوه بر این، تحقق عملی مقام «وزارت» برای نوجوان، در گرو به رسمیت شناختن استقلال نسبی و پرهیز از تجسس و مچ‌گیری‌های ویرانگر است؛ اصلی که امیرالمؤمنین(ع) با قاعده طلایی «تغافل» بر آن مهر تأیید می‌زنند؛ «عَظِّمُوا أَقْدَارَكُمْ بِالتَّغَافُلِ»؛ «قدر و منزلت خود را با چشم‌پوشی و بزرگواری بالا ببرید». در سیره علوی، هدایت نوجوان از مسیر نظارت نامحسوس و اعتمادآفرین می‌گذرد، نه حصارکشی‌های بدبینانه‌ای که جز لجاجت و پنهان‌کاری ثمره‌ای نخواهد داشت.

   تغافل در منطق علوی، هرگز به معنای بی‌تفاوتی یا رهاسازی نیست؛ هنرمندی مربی در دیدن و نادیده گرفتن آگاهانه خطاهای خرد است تا حرمت‌ها فرو نریزد و شجاعت بازگشت و اصلاح در نوجوان زنده بماند. والدین با این کرامت رفتاری، حریم خصوصی فرزند را محترم شمرده و به جای کاشتن بذر سوءظن، او را به بازرس و قاضیِ وجدانِ خویش بدل می‌سازند؛ چنان‌که امام علی(ع) فرمود: «مَنْ لَمْ يَتَغَافَلْ وَ لَا يَغُضَّ عَنْ كَثِيرٍ مِنَ الْأُمُورِ تَنَغَّصَتْ عِيشَتُهُ» ؛ «هر که در بسیاری از امور چشم‌پوشی و تغافل نکند، زندگی‌اش تیره و تلخ خواهد شد».

۳. اصل «زمین‌آمادگی و تفکر انتقادی»؛ پیش‌گیری و مهار شبهات

حضرت امام علی (ع) در همان نامه ۳۱، حقیقتی تکان‌دهنده را برای والدینِ عصر ارتباطات تبیین می‌کنند: «وَإِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُکَ بِالأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَیَشْتَغِلَ لُبُّکَ»؛ «همانا قلب نوجوان، همچون زمینِ خالی و مستعد است؛ هر بذری که در آن افکنده شود، می‌پذیرد؛ پس من پیش از آن‌که دلت سخت شود و عقل و اندیشه‌ات به چیز دیگری گرفتار گردد، به ادب‌آموزی و تربیت تو مبادرت ورزیدم.»

     این جمله، راهبردی‌ترین دستورالعمل پیش‌گیری، مصونیت‌بخشی فکری و مهار شبهات در خانه‌های فاطمی است. زمین ذهن نوجوان امروز، خالی نیست؛ «اشغال» شده است. پیش از آنکه دشمن، بذر تردید، پوچی و سبک زندگی غربی را در این زمین بکارد، والدین فاطمی و علوی موظف‌اند با حکمت، عاطفه و معارف ناب، این زمین را بارور کنند.

   این بارورسازی در جهان پرهیاهوی ارتباطات، تنها با امر و نهی محقق نمی‌شود؛ راهکارش مجهز ساختن ذهن نوجوان به تفکر انتقادی و عقلانیت است. چنان‌که مولی‌الموحدین(ع) در همان منشور تربیتی تصریح می‌فرمایند علت پیش‌دستی در تربیت فرزند، این است که شبهات و هوس‌ها پیش از ورزیدگی عقل به او هجوم نیاورند:«حَتَّى لَا يَلْتَبِسَ عَلَيْكَ مَا الْتَبَسَ عَلَيْهِمْ مِنْ أَهْوَاءِ النَّاسِ وَ آرَائِهِمْ»؛ « تا آنچه از هواها و آراء گوناگون بر مردم مشتبه شده، بر تو پوشیده و مشتبه نماند». این یعنی مصونیت‌بخشی ذهنی به‌جای انزوای فکری.

    سیره حضرت زهرا (س) در خانه، آکندن ذهنِ فرزندان از حقیقت، نور و ولایت بود؛ همو که در دوران طفولیت و نوجوانی فرزندان، حتی در قالب اشعار آهنگین، زمزمه‌های الهام‌بخش و بازی‌های هدفمند، بذر توحید و غیرت را در مزرعه دل آنان می‌کاشت؛ آنگاه که خطاب به فرزند دلبندش می‌سرود: «اشْبَهْ أَبَاکَ يَا حَسَنُ / وَاخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ / وَاعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ / وَلَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنِ»؛ «مانند پدرت علی باش ای حسن، و ریسمان ذلت را از گردن حق بردار، و خداوند صاحب‌نعمت را بندگی کن، و با کینه‌توزان و دشمنان حق دوستی مکن!»

این کلمات، صرفا یک لالایی یا شعر کودکانه نبود؛ مهندسی عمیق فکری و روحی برای دورانی بود که نوجوان باید در کوران حوادث تاریخ استقامت ورزد؛ به گونه‌ای که در طوفان‌های سهمگین بعد از رحلت پیامبر رحمت (ص)، حسنین (ع) نه تنها متزلزل نشدند، که خود به پرچمداران استقامت بدل گشتند.

۴. اصل «کرامت‌بخشی و الگودهی» در سیره عملی

در خانه فاطمی، تربیت با خطابه و نصیحت مستقیم انجام نمی‌شد؛ تربیت در رفتار والدین و فضای خانه جریان داشت. وقتی حسنین (ع) مشاهده می‌کردند که مادرشان در اوج عبادت و حیا، برای همسایگان دعا می‌کند و «الجار ثم الدار»می گوید، این اصل در ضمیر آن‌ها حک می‌شد. این کرامت‌بخشی و آموزش عملی، در اوج درایت و مهربانی شکل می‌گرفت. آنگاه که حسنین (ع) در سن نوجوانی متوجه وضوی نادرست پیرمردی شدند، هرگز او را سرزنش یا تحقیر نکردند، آنها با کمال ادب و کرامت گفتند: «ما دو برادر پیش روی شما وضو می‌گیریم تا داوری کنید وضوی کدام‌یک درست‌تر است». این سیره، نشان می‌دهد که فرزندان در پرتو ادب فاطمی و علوی، روش اصلاح ناهنجاری‌ها و امر به معروف را بدون پرده‌دری و با حفظ حرمت انسان‌ها آموخته بودند.

    حتی در ایجاد انگیزه و شکوفایی استعدادها، رفتار زهرای مرضیه (س) مشحون از پاسداشت شخصیت فرزندان بود؛ چنان‌که در ماجرای مسابقه خطاطی میان حسنین (ع)، برای آن‌که دل هیچ‌کدام نشکند و احساس شکست و سرشکستگی نکنند، با درایتی مادرانه و معنوی، داوری را به گردن‌بند خویش سپرد تا هر دو پیروز میدان کرامت باشند.

وقتی حضور پدر را در بزنگاه‌های دشوارِ دفاع از حق می‌دیدند، غیرت و بصیرت به صورت خودکار در وجودشان نهادینه می‌شد. نوجوان امروز، تشنه‌ی احترام است. امیرالمؤمنین (ع) در خطاب به فرزندشان، او را «پسرم» می‌نامند و در عین حال او را به بلندای تاریخ ارجاع می‌دهند؛ چنان‌که در نهج‌البلاغه با کمال تواضع و حکمت به او می‌فرماید: «أَيْ بُنَيَّ إِنِّي وَإِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي، فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أَعْمَالِهِمْ…»؛ «فرزندم! گرچه من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام، اما در رفتار و تاریخ آنان نگریستم تا چنان آگاه شوم که گویی با همه آنان زیسته‌ام». این ادبیات مشفقانه و محترمانه، نوجوان را هم‌سطح تجارب تاریخی پدر می‌نشاند و حس کرامت و اعتمادبه‌نفس الهی را در او بیدار می‌سازد. این ترکیبی از عاطفه مادری (فاطمی) و حکمت پدری (علوی) است که نوجوان را از لوس‌پروری مدرن نجات داده و به تاب‌آوری اجتماعی می‌رساند.

۵. اصل «مسئولیت‌سپاری و تاب‌آوری»؛ فرار از نازپروردگی

      یکی از درخشان‌ترین ابعاد تربیت فاطمی و علوی، گره زدن عاطفه سرشار با سختی‌پذیری و تمرین کنشگری واقعی است. در خانه‌ای که بستر نزول سوره انسان بود، فرزندان مصرف‌کنندگانی بی‌مسئولیت نبودند؛ هم‌پای پدر و مادر در صحنه آزمون ایثار و گره‌گشایی اجتماعی ایستادند؛ و آنجا که سه روز پیاپی، سهم غذای افطار خویش را با آرامش و رضایت به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند. این سیره درس‌آموز نشان می‌دهد که عشق مادری حضرت زهرا(س) و درایت پدری علی(ع)، هرگز به نازپروردگیِ تنبل‌ساز منتهی نشد؛ و فرزندانی بااراده، تاب‌آور و آماده میدان‌های دشوار ساخت؛ اکسیری که نوجوان رفاه‌زده یا منزوی روزگار ما بیش از هر زمان دیگر برای شکستن انفعال به آن محتاج است.

    این سبک تجربه زیستی، عینی‌ترین راهکار برای درمان معضل بحران هویت و سردرگمی در نوجوان معاصر است. واگذاری نقش‌های حقیقی در اقتصاد خانواده، رسیدگی به محرومان، و مشارکت دادن او در حل مسائلِ عینی پیرامون، ذهن او را از توهمات مصرف‌زده نجات داده و به کارآمدی، تعهد اجتماعی و بلوغ تمدنی ارتقا می‌دهد؛ اصلی راهبردی که انسان مجاهد، انقلابی و مقاوم را نه در پیله‌های انزوا، که در کوره مسئولیت‌های اجتماعی صیقل می‌دهد.

سخن پایانی؛ تربیت نوجوان، پیشران تمدن نوین اسلامی

تربیت فرزند در تراز خانواده فاطمی، نه یک وظیفه فردی و سنتی، که یک حرکت اجتماعی و عملیات تمدنی است. در بیانیه گام دوم انقلاب، هرچند مخاطب اصلی برای ساخت آینده، نسل جوان است؛ اما جوان تراز تمدن‌ساز، در دوران نوجوانی و در حریم خانه ساخته می‌شود. او نوجوانی است که بصیرت علوی دارد و در غبار فتنه، حق را از باطل تشخیص می‌دهد. عفت فاطمی دارد و در برابر هجمه حیازدایی، مرزبانِ پاکدامنی است. مسئولیت‌پذیری عاشورایی دارد و در میانه میدان، از آرمان‌های دینی عقب‌نشینی نمی‌کند.

ما اگر بتوانیم نوجوانان خود را با این چارچوب تربیتی، پرورش دهیم، الگوی سوم زن مسلمان و مرد مجاهد انقلابی در همین خانه‌ها متولد می‌شوند. این همان زمینه‌سازی ظهور است؛ نه با شعار، که با تربیت نسلی که خادم ولایت و سرباز امام زمان (عج) است. خانه فاطمی، کانون تولید این نسل است؛ نسلی که نه مسحور غرب است و نه مغلوب روزگار؛ که خود، سازنده‌ی روزگار آینده است. روز نوجوان، فرصتی برای باور دوباره این امانت‌های الهی است. اگر افق نگاه خانواده و نهادهای تربیتی به بلندای منظومه علوی و فاطمی اوج گیرد، از دل همین نسل به ظاهر غرق در غبار رسانه‌ها، شهید فهمیده‌ها و حججی‌ها و سلیمانی‌ها عصر جدید برخواهند خاست و پرچم تمدن نوین اسلامی را بر فراز قله‌های تاریخ به اهتزاز درخواهند آورد.

محمدباقر مشکاتی