پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها، در روزگاری که نهاد خانواده در کانون تندباد تهاجم فرهنگی، فردگرایی افراطی و بحران معنا گرفتار آمده، بازخوانی سبک زندگی اهل‌بیت علیهم‌السلام بیش از هر زمان دیگری ضرورتی حیاتی و تمدنی یافته است. با این حال، سال‌هاست که مواجهه با سیره درخشان حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و امیرالمؤمنین علیه‌السلام در میان دو لبه یک قیچی آسیب‌زا گرفتار شده است: از سویی نگاه‌های متحجرانه و فرم‌گرا که الگوگیری را به بازتولید کالبد فیزیکی و مظاهر زیست شبه‌جزیره در صدر اسلام، تقلیل می‌دهند و ناخواسته سیره را دست‌نیافتنی و ناکارآمد جلوه می‌دهند؛ و از سوی دیگر وادادگی در برابر امواج مصرف‌گرایی و تجمل‌زدگی مدرن که ارزش‌های قدسی را به حاشیه می‌راند.

برای برون‌رفت از این دوگانه باطل و تبدیل سیره زهرای مرضیه (س) به یک «نقشه راه عملیاتی برای زیست خانوادگی امروز»، نیازمند یک اجتهاد تمدنی و متدولوژی روشن هستیم؛ روشی که نشان دهد چگونه می‌توان در آپارتمان‌ها و دنیای دیجیتال قرن پانزدهم هجری، کانونی سرشار از آرامش، برکت، حیا، تربیت توحیدی و مجاهدت فاطمی بنا نهاد. در ادامه این یادداشت علمی، با عبور از قالب‌های تاریخی متغیر به اصول جاودانه، ضمن تبیین تعریف جامع خانواده فاطمی، هفت ستون اصلی این بنای مقدس و نمودهای عینی آن در جامعه امروز را بررسی می‌کنیم.

• الگوگیری از سیره فاطمی؛ عبور از «کالبد تاریخی» به «ارزش‌های الهی ثابت»

نخستین پرسش و چالش جدی که در مواجهه نسل امروز با سبک زندگی اهل‌بیت(ع) پدید می‌آید، این مغالطه رایج است که: «آیا الگوگیری از خانه و خانواده حضرت زهرا(س) به معنای بازگشت به ابزارها و شرایط سخت زیستیِ ۱۴۰۰ سال پیش است؟» پاسخ قطعی، منفی است؛ چراکه دین خاتم برای تمام اعصار آمده و نباید قالب‌های تاریخی عهد کهن را با جوهره ابدی دین یکسان انگاشت. لذا در اندیشه اجتهادی و تمدنی اسلام، برای الگوگیری درست باید میان دو ساحت تفکیک قائل شد:

     قالب‌ها، ابزارها و مظاهر متغیر تاریخی: کاسه سفالی، دستاس، بَستر پشم شتر یا خانه خشت و گلی مدینه، موضوعیت قدسی و انحصاری ندارند؛ اینها بازتاب فناوری و مقتضیات زیست مادی در شبه‌جزیره عربستان در صدر اسلام بودند. اسلام هرگز ابزار ابتدایی یا تحمیل عسرت بر خانواده را اصالت نبخشیده است. پیامبر اعظم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) از امکانات عرفی زمانه خویش بهره می‌بردند و هرگاه گشایشی بود، از نعمت‌های الهی بیشتری استفاده می‌کردند. چنان‌که قرآن کریم (اعراف/۳۲) نیز در ردّ هرگونه تفکر زهدزده و رهبانیت‌مآب، با استفهامی انکاری می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ…» (بگو چه کسی زینت‌های الهی را که برای بندگانش پدید آورده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است؟!…»؛ این بیان روشن الهی اثبات می‌کند که زهد و ساده‌زیستی فاطمی هرگز به معنای محروم‌سازی خود از مواهب پاکیزه، نفی آراستگی یا مقابله با زیبایی نیست، بلکه نشان‌دهنده وارستگی از اسارت تجمل و مصرف‌گرایی است؛ وگرنه بهره‌مندی از طیبات حیات و نشاط زیستی، حق اصیل مؤمنان و بسترساز آرامش در کانون خانواده است.

   ارزش‌ها و اصول حاکم بر حیات طیبه (مظروف): آنچه جاودانه، حجت و الگو است، نظام ارزشی حاکم بر آن کانون قدسی است؛ یعنی توحیدمحوری، آرامش‌بخشی متقابل، ادب در کلام، قناعت، طهارت، برکت‌خواهی، پرهیز از تفاخر و مصرف‌زدگی، و انفاق به خلق و مانند اینها.

    در این جهت فرمول کاربردی برای جامعه امروز؛ بهره‌مندی عقلانی از ابزار و امکانات روز بر پایه عرف شایسته جامعه، منهای تبرّج، تجمل‌پرستی، اسراف و وابستگی روحی است. خانواده فاطمی امروز، در آپارتمان مدرن و مجهز زیست می‌کند، از خودرو و ابزارهای ارتباطی روز بهره می‌گیرد؛ اما اشیاء و وسایل زندگی را ابزار خدمت و راحتی می‌داند، نه معیار شأن، تفاخر و هویت انسانی. اسیر مدگراییِ بیمارگونه، چشم‌وهم‌چشمی و اشرافیت خانمان‌سوز نمی‌شود. و افزایش رفاه مادی، روح همدلی و مواسات، غیرت دینی و دغدغه‌مندی اجتماعی را در آن خاموش نمی‌کند. بنابراین، پیشرفت فناوری و تغییر کالبد زمانه هرگز مانع تحقق الگوی فاطمی نیست؛ آزمونی است برای اینکه نشان دهیم چگونه می‌توان در قلب مدرنیته و با مدرن‌ترین ابزارها، مؤمنانه و پیراسته از طغیان ماده زیست و روح توحیدی آن خانه نورانی را در زمانه حاضر متجلی ساخت.

• تعریف «خانواده فاطمی»؛ (خانواده فاطمی این گونه است)

بر پایه این روش‌شناسی دقیق اجتهادی، خانواده فاطمی را می‌توان چنین تعریف کرد: «خانواده فاطمی، نهادی مقدس، آرامش‌بخش، تکلیف محور و مأموریت‌گرا بر پایه آموزه‌‎های قرآنی «توحید» و «ولایت» است؛ که در آن زن و شوهر با پیوند عمیق عاطفی و هم‌سنگری ایمانی، محیطی سرشار از کرامت، نشاط و معنویت برای پرورش نسلی پاک، عادل و بصیر می‌سازند و کانون خانه را به سنگری برای خدمت به بندگان خدا و پیشرفت جامعه اسلامی تبدیل می‌کنند.»

خانواده فاطمی، جزیره‌ای محبوس در حصار رفاه‌زدگی و خودخواهی‌های فردی نیست؛ کانونی زنده است که از معنویت و آرامش درونی آغاز می‌شود و به مسئولیت اجتماعی و تمدنی امتداد می‌یابد. در این تعبیر، خانواده یک فضای بندگی و میدان جهاد مشترک است؛ کانونی که اضلاع درونی آن با اکسیر محبت و کرامت به هم تنیده و دیوار بیرونی آن معطوف به یاری جبهه حق و جریان‌سازی توحیدی در تاریخ است.

• ارکان هفت‌گانه خانواده فاطمی در جامعه امروز

برای اینکه این تعریف از ساحت یک آرمان نظری خارج شده و به نقشه‌ای عملیاتی در زیست خانوادگی تبدیل شود، نیازمند شناسایی پایه‌های آن هستیم. این ارکان هفت‌گانه، همچون هفت ستون اصلی یک عمارت ایمانی عمل می‌کنند که تعادل روانی، تعالی اخلاقی و بالندگی اجتماعی خانواده را تضمین می‌نمایند:

  • رکن اول: رکن غایی و هویتی؛ توحیدمحوری و جهت‌گیری ولایی

خانه فاطمی قبل از هر چیز «قبله و جهت» دارد. دخل‌وخرج‌ها، معاشرت‌ها و تربیت فرزند با این معیار سنجیده می‌شود: «آیا این رفتار، مرضیّ خدا و ولیّ اوست؟» این رکن هویتی موجب می‌شود تا خانواده از روزمرگی و پوچی نجات یابد و تمام اراده‌ها در مدار نصرت امام حق و نیل به سعادت ابدی همسو گردند. خانه‌ای که لقمه حلال، حیا، التزام عملی به فرامین ولیّ جامعه و اهتمام به اقامه نماز، خط قرمز آن است و اسیر زیست خنثی یا سکولار نمی‌شود. نمود بارز آن در نظم‌دهی به برنامه‌های خانه بر محور اوقات نماز، حساسیت نسبت به طهارت مال و پیوند دادن عاطفه فرزندان با ولایت و امامت است. در چنین کانونی، «توحید» قطب‌نمای زندگی و تصمیم‌گیری‌های حیاتی و تعیین‌کننده سبک زندگی است.

  • رکن دوم: رکن عاطفی و روانی؛ آرامش، مودت و کلام کریمانه

خانه فاطمی، میدان تنازع قدرت یا تخلیه خستگی‌های بیرون نیست؛ مهد آرامش متقابل است. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «وَلَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَانُ» (هرگاه به فاطمه می‌نگریستم، غم‌ها و اندوه‌ها از دلم رخت برمی‌بست). خانه جایگاهی است برای ترمیم فرسایش‌های روحی ناشی از کنش‌ها و فعالیت‌های بیرونی تا تنش‌ها به درون کشیده نشوند و پیوند زوجین بر مهر بی‌پیرایه بنا شود. نامیدن یکدیگر با تعابیر محترمانه و مهرآمیز، حل تعارضات با گفت‌وگوی صبورانه، شنیدن فعال و پرهیز از سرکوفت، طعنه و تحقیر نمود عینی آن در زندگی‌های امروزی است. تجلی این رکن در ابراز محبت آشکار والدین پیش چشم فرزندان، بدرقه و استقبال پرمهر، و حاکمیت آرامش کلامی در هنگام بحران‌های روزمره است. این آرامش معنوی و اصیل، سپری پولادین در برابر اضطراب‌های جهان مدرن است که روان اعضای خانواده را از گزند خستگی‌های فرساینده مصون می‌دارد.

  • رکن سوم: رکن اقتصادی و زیستی؛ قناعت، تعادل و برکت‌محوری

در مکتب فاطمی، ارزش زندگی به میزان انباشت کالا در خانه نیست؛ به میزان برکت و صفا در گذران زندگی است. ساده‌زیستی به معنای فلاکت نیست؛ سبک‌باری در مسیر رشد و پرهیز از مسابقه تباه‌کننده تجملات است. قناعت در این نگاه، نوعی استقلال روحی و تمرکز بر داشته‌های اصیل است تا آسایش واقعی فدای توهمات رفاهی و حرص پایان‌ناپذیر نشود. ایستادگی در برابر مصرف‌زدگی تحمیلی فضای مجازی؛ تفکیک نیازهای واقعی از نیازهای کاذب؛ مدیریت هوشمندانه دخل‌وخرج با حفظ عزت‌نفس و آرامش روانی اعضای خانواده، در این راستا تعریف می شود. و نمود عینی آن پرهیز از مصرف گرایی و خریدهای وسواسی و چشم‌وهم‌چشمی‌های فامیلی است که آرامش خانواده را فدای رقابت در لوازم و تشریفات مادی نمی‌کند. ثمره این تعادل، رهایی از اضطراب بی‌پایان معیشت و دستیابی به فراغت ذهنی برای معنویت و عبادت، تفکر و لذت بردن از پیوندهای اصیل خانوادگی است.

  • رکن چهارم: رکن تربیتی و نسلی؛ مهندسی کرامت، حیا و تربیت الهی

در فرهنگ فاطمی فرزند، کالایی برای فخرفروشی یا ابزاری برای تحقق آرزوهای جامانده والدین نیست؛ امانتی الهی است که باید با تکریم شخصیت، محبت ملموس، بازی هدفمند و تقدم رفتار بر گفتار تربیت شود. تربیت فاطمی به معنای به رسمیت شناختن شأن والای کودک و ایجاد بستری امن است تا فضائل اخلاقی به صورت تجربی و غیرمستقیم در جان او بنشیند. نمود عینی آن؛ اولویت دادن به رشد اخلاقی و تاب‌آوری فرزندان، پرهیز از تبعیض عاطفی میان کودکان، هم‌بازی شدن با فرزند و ساختن خاطرات شیرین معنوی در محیط خانه است. تجلی این روش، مشورت با فرزندان، اختصاص وقت کیفی برای شنیدن حرف‌های آنان و پاسداشت حریم عفاف و ادب در رفتارهای خانگی است. در این شیوه، خانه پیش از آنکه محلی برای امر و نهی‌های مکرر باشد، کارگاه عملی مکارم اخلاق و جلوه‌گاه احترام متقابل است.

  • رکن پنجم: رکن اجتماعی و آرمانی؛ مسئولیت اجتماعی و ایثار

 خانه فاطمی دیوارهای بسته و نفوذناپذیر در برابر رنج‌های امت ندارد. سوره مبارکه انسان («وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً ؛ و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می‌بخشند ») تابلوی تمام‌عیار این دغدغه‌مندی است. باتوجه به شان نزول و پیام این آیه در ساحت خانواده، این رویداد نشان می‌دهد که مواسات و انفاق در سیره اهل‌بیت(ع)، یک عمل فردی و مجزا نبود؛ در واقع یک تصمیم و ایثار هماهنگ خانوادگی بود؛ کانون مقدسی که در اوج نیاز و گرسنگی، تمام ارکان خانه از پدر و مادر تا فرزندان خردسال، هم‌دلانه سفره خود را به جامعه نیازمند پیوند می‌زنند. الگویی بی‌بدیل از پویش همدلی و مواسات خانوادگی که اثبات می‌کند آرامش درون خانه هرگز جدای از آلام جامعه اسلامی تعریف نمی‌شود

    این نگاه ایثارگرانه نشان می‌دهد خانواده مسلمان کانون همبستگی با امت است و پیش از آسایش خود، به التیام دردهای جامعه و یاری مظلومان می‌اندیشد. نمود امروزین آن؛ حضور فعال خانواده در مواسات مؤمنانه و امداد به مظلومان، دغدغه‌مندی نسبت به گره‌های زندگی همسایگان و بستگان، تربیت فرزندی که درد جامعه و امت را درد خود بداند و دنبال کند. مصداق ملموس آن تخصیص سهمی از درآمد برای انفاق، گره‌گشایی خانوادگی از مشکلات فامیل، و موضع‌گیری بصیرانه و همدلانه در حوادث جهان اسلام است. خانواده با این وسعت دید، از پیله تنگ انزوا خارج می‌شود و فرزندان در متن این همیاری و مواسات، درس غیرت دینی و زیست شرافتمندانه را می‌آموزند.

• رکن ششم: رکن مدیریتی و تقسیم کار؛ مدیریت و تدبیر منزل

در هندسه خانواده فاطمی، خانه یک فضای ایستا و بی‌تحرک نیست؛ یک سنگر فرهنگی و تمدنی است که اداره آن نیازمند مدیریتی حکیمانه است. در سیره این خاندان نورانی، تقسیم کار در زندگی، یک انتخاب آگاهانه و راهبردی بود. هنگامی که پیامبر اکرم(ص) میان امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) داوری کردند و کارهای داخل خانه را به حضرت صدیقه طاهره(س) و کارهای بیرون را به حضرت امام علی(ع) واگذار نمودند، حضرت زهرا(س) با شادمانی فرمودند: «فَلَا یَعْلَمُ مَا دَخَلَ عَلَیَّ مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکْفَائِی رَسُولُ اللَّهِ تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ»؛ «خدا می‌داند که چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از برخورد با مردان نامحرم رهانید». این روایت، خانه‌داری را از یک فعالیت خدماتی به یک مدیریت فعال و همسان یا فراتر از اشتغال در بیرون از خانه، ارتقا می‌دهد؛ جایگاهی که در آن، بانوی خانه با تدبیر خود، محیط رشد فرزندان و آرامش همسر را طراحی و مدیریت می‌کند.

     در زندگی‌های امروزی، این الگو باید اصل و مبنا قرار گیرد؛ نه به معنای ناتوانی؛ به معنای انتخاب آگاهانه برای حفظ کیان خانواده. زن تراز فاطمی با درک این واقعیت که خانه، کانون اصلی تربیت نسل و آرامش جامعه است، اولویت خود را بر محور تدبیر منزل قرار می‌دهد. تقسیم وظایف در خانواده فاطمی بر پایه حکمت و توافق زوجین برای رشد و بهره‌وری تنظیم می‌شود؛ جایی که زن با انتخاب آگاهانه این جایگاه، محور انسجام خانواده و مدیریت عواطف و تربیت می‌شود. چرا که زن با این مدیریت راهبردی، علاوه بر خانواده، جامعه را از درون همین خانه، مدیریت می‌کند و می سازد.

• رکن هفتم: رکن زیست عفیفانه؛ حریم‌داری، کنشگری اجتماعی

زیست فاطمی بدون «حیا» و «عفاف»، ناقص و بی‌معنا است. حیا در فرهنگ فاطمی، محدود به یک پوشش ظاهری نیست؛ مراعاتی شرعی، اخلاقی و حریم‌داری درونی و بیرونی است که تمام شئون و ابعاد زندگی را پوشش می‌دهد. در روایت فاطمی تصریح شده است که اوجِ کمال زن، در این است که «نه نامحرمی را بنگرد و نه نامحرم او را ببیند» ؛ «خیرٌ للنّساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنَّ الرجال». این حریم‌داری حداکثری، چنان است که بانو حضرت زهرا(س) در مواجهه با فرد نابینا، خود را می‌پوشانند و در پاسخ به پرسش چراییِ آن، می‌فرمایند: «اگر او مرا نمی‌بیند، من که او را می‌بینم».

    این کلام نورانی، ترسیم‌گر الگوی عفاف فعال است. اینجا حیا محدودیت تحمیلی نیست؛ نوعی قدرت انتخاب است. حضرت زهرا (س) با این فرمایش و سیره عملی، به زن مسلمان می‌آموزند که حریم وجودی خویش را چنان گران‌سنگ بداند که حتی در نبود نگاه مخاطب نیز، عزت نفس و وقار خود را در عالی‌ترین مرتبه حفظ کند. در واقع، این روایت بیانگر یک فلسفه‌ی حریم‌داری است؛ یعنی حیاء و عفاف فاطمی، پیش از آنکه ناظر به نگاه دیگران باشد، برخاسته از انضباط درونی و شرافت ذاتی است. این‌گونه نیست که زن خود را پنهان کند تا دیده نشود، بلکه خود را مصون می‌دارد تا گوهر وجودش، بی‌هزینه و ارزان به دست نگاه‌های بیگانه نیفتد. این حریم‌داری، قوام‌بخش آرامشِ خانواده است؛ چرا که وقتی زن، حریم چشمان و جان خود را این‌چنین پاس بدارد، آنگاه خانه علاوه بر سکونتگاه، حرم امنی می‌شود که در آن، پاکی نسل و طهارت کانون خانواده در بالاترین سطح تضمین می‌گردد.

    این رکن اما به هیچ روی به معنای انزوای اجتماعی نیست؛ از نگاه تمدنی، نهاد خانواده سلول بنیادین جامعه اسلامی است و از همین‌رو، خانه‌داری و تدبیر امور منزل توسط بانوی فاطمی، نه یک امر شخصی، که عالی‌ترین نوع کنشگری اجتماعی محسوب می‌شود. بر این مبنا، معیار کنشگری در خانواده فاطمی، حضور فیزیکی زن در معابر یا اشتغال بیرونی نیست، بلکه اثرگذاری اجتماعی ملاک است؛ چه بسا بانویی که در قامت مادری و مدیریت خانه، کنشگری راهبردی دارد و در مقابل، زنی که در متن اجتماع حضور دارد اما از اثرگذاری تمدنی و عفیفانه تهی است. البته در خانواده فاطمی«ضرورت» حکم‌فرماست؛ حضور فیزیکی در جامعه، چنانچه با حفاظ عفاف و حجاب همراه باشد نه تنها مانعی ندارد، که در بزنگاه‌های ضرورت، به تکلیفی واجب بدل می‌شود.

    همان‌طور که حضرت صدیقه طاهره(س) برای دفاع از ولایت به مسجد رفتند و خطبه خواندند؛ و به تأسی از ایشان، حضرت زینب کبری(س) و حضرت فاطمه معصومه(س) با حضور افشاگرانه و تبیین‌گرانه خود در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی، حماسه آفریدند. بنابراین، زیست عفیفانه به معنای فعالیت مسئولانه در زمان نیاز است؛ خانواده فاطمی در آرامش خانه، سنگر تربیت را محکم نگه می‌دارد و هرگاه کیان دین و ولایت در خطر افتد، با عفاف و غیرت فاطمی، به دفاع از ارزش‌ها و دین خدا برمی‌خیزد.

  • جمع‌بندی

 حاصل سخن آنکه؛ «خانواده فاطمی» یک آرمان‌شهر دوردست، دست‌نیافتنی یا محصور در گذشته‌های دور نیست؛ یک «منظومه زیستی زنده، پویا و همه‌زمانی» است که قابلیت پیاده‌سازی در متن تحولات معاصر را دارد. هنگامی که حقیقت الگوگیری را از بند ابزارهای تاریخی رها کنیم و روح ولایت‌مداری، آرامش معنوی، برکت‌خواهی، حیا و ایثار را بر تاروپود روابط خانوادگی حاکم سازیم، خانه به کانون امنی تبدیل می‌شود که در آن خستگی‌های دنیای پرهیاهوی امروز ذوب می‌گردد و نسل آینده در سایه امنیت روانی و کرامت ایمانی بالنده می‌شود. امروز در مصاف تمدنی با جبهه باطل، هر خانه‌ای که بر این مدار فاطمی مهندسی شود، در حقیقت یک سنگر دفاع از کیان تشیع و فرهنگ اصیل اسلامی است. رسالت امروز ما بازخوانی نرم‌افزار مدیریت خانه بر مدار سیره اهل بیت (ع) است، نه توقف در سخت‌افزارهای زیستی گذشته و نه متاثر از الگوهای شرقی و غربزدگی.

بنابراین، بازآفرینی خانواده فاطمی، ضرورتی راهبردی برای حفظ هویت دینی و تمدنی و صیانت از سرمایه‌های معنوی جامعه اسلامی است.از همین رو، این ارکان هفت‌گانه صرفا سرفصل‌هایی برای گفتگو نیستند؛ هر یک نیازمند واکاوی میدانی و مهارت‌افزایی عملی در متن زندگی روزمره همسران و والدین می‌باشند؛ افقی که بایستی با تمرکز بر الگوی آرامش همسران، منظومه فرزندپروری کریمانه و نقش‌آفرینی اجتماعی خانه در امتداد قاعده الجار ثم الدار و نیز الگوی تمدنی تدبیر منزل و تقسیم کار و عفاف فعال، و حضور تمدن‌ساز زن در بزنگاه‌های تاریخ به تفصیل بازشناسی و تبیین شود.

    در این افق روشن و در امتداد مطالبات «بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی»، تجلی این هفت رکن، عینیت‌بخش «الگوی سوم زن مسلمان» است؛ الگویی که نه زن شرقیِ منفعل و در حاشیه تاریخ است و نه زن غربیِ ابزارانگاشته‌شده در مسلخ سرمایه‌داری و لذت‌جویی، بلکه بانویی عفیف، بصیر، محور کانون خانواده و پیشران در مسئولیت‌های اجتماعی و تمدنی است. بی‌تردید، بازیابی و استقرار این هندسه نورانی در کالبد جامعه اسلامی، زیربنای تحقق «تمدن نوین اسلامی» و برداشتن گامی عینی، راسخ و سرنوشت‌ساز در مسیر آماده‌سازی جهان برای عصر طلایی ظهور حضرت مهدی موعود (عج) خواهد بود.

محمدباقر مشکاتی