پایگاه خبری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها| چهل روز از وداع باشکوه امت مبعوث با قائد شهیدشان می گذرد و ما هنوز باورمان نشده که سیدِ مهربانمان، آن پیرِ روشن‌ضمیر، در میان ما نیست. شش ماه از آن صبحِ تلخ می‌گذرد، اما هنوز گوشمان به دنبال طنینِ گرمِ صدایش کوچه‌های خیال را می‌پیماید. هر بار که نوای سخنرانی‌هایش را گوش می‌کنیم، گویی دوباره جان می‌گیریم و دوباره می‌میریم؛ از شوقِ شنیدنش و از اندوهِ نبودنش.

این شش ماه، ماه‌هایِ بی‌قراریِ بی‌صدا بود. ماه‌هایی که انگار زمان در سوگِ او ایستاد و ما در خاطره‌هایش گم شدیم. جایش در میانهٔ بحران‌ها، در لبخندِ پدرانه‌ای که می‌زد، خالی‌ست؛ خالی‌تر از همیشه. دلمان برای آن نگاهِ نافذ و مهربانش تنگ شده، برای کلامی که آرامش‌بخشِ طوفان‌ها بود.

غمِ فراقش را با هیچ مرهمی نمی‌شود التیام بخشید؛ چون او فقط یک رهبر نبود، او تکیه‌گاهِ ایمانِ یک اُمت بود. چهلمِ او یادآور این حقیقتِ تلخ است که مردانِ تاریخ، هرچقدر بزرگ باشند، رفتنی‌اند؛ اما راهشان، فریادشان و عشقشان در سینهٔ ما جاوید خواهد ماند.

روحت شاد، ای پیرِ راه‌یافته به افلاک. ما مانده‌هاییم با بغضی که هر روز بزرگ‌تر می‌شود و چشم‌انتظار طلوعی که بی‌تو، رنگ دیگری دارد.